#پانتومیم_پارت_124
امیر دست زد و دستاش رو به هم گره زد،یعنی کلمات رو وصل کنید
پریناز سریع گفت:
-پیکانِ تیرکمان
با حرص لپم رو باد کردم و استاد زمان رو قطع کرد و گفت:
-۳۴ ثانیه
امیر بین سر و صدای بچه ها برگشت و بهم نیشخند زد با حرص سرم رو برگردوندم.
چه قدر تیزه...چون میدونست نمی تونه پیکان تیرکمان رو به بچه ها نشون بده از ماشین استفاده کرد
دهنت!
استاد گفت:
-گروه امیر یک گروه آیلین صفر
بعد از چند دقیقه امیر اومد سمتمون و گفت:
-کی اوله؟
بلند شدم و مهراد بهم لبخند زد آروم آروم بدون این که رو پام فشار بیارم به سمتش رفتم.
امید بلند شد و در حال دست زدن شروع کرد بلند بلند اهنگ خوندن تا بچه های گروه من اسم رو نفهمن با امیر رفتیم کنار درخت تو تاریکی به چشمام زل زد و اسم رو گفت ولی به خاطر سر و صدا نشنیدم:
-چی؟
دستش رو کنارم روی درخت گذاشت و اون یکی دستشم اون سمتم گذاشت و بین دستاش بودم.
بهت زده نگاهش کردم که رو صورتم خم شد و آروم و کشیده گفت:
-گفتم ادای گیسوکمند رو در بیار
بهت زده با چشمای گرد شده گفتم:
-گیسو کمند! تو زیاد انیمیشن نگاه می کنی نه؟
ابرو بالا انداخت و با نیشتند گفت:
-من اصلا نمی دونم چی هست پیشنهاد نیایش بود ولی فکر کنم تو دو سه باری دیدیش که راحت شناختی
اخم کرده به بازوش زدم و گفتم:
-بکش کنار
نیشخند زد و رفت کنار و گفت:
-جلوت که وای میستم انگار از بالای قله دماند دارم نگات می کنم.
سرش رو خم کرد کنار گوشم:
-در این حد کوتاهی
بهت زده نیشخند زدم و دست به سینه گفتم:
romangram.com | @romangram_com