#پانتومیم_پارت_117

مهراد یهو صفحه گوشیش رو جلوم گرفت و من با دهن پر مبهوت به دوربینش زل زدم و صدا فلش دوربین همراه شد با خندیدن مهراد
مبهوت سرم رو بردم جلو و به صفحه گوشیش زل زدم
مهراد زبونش رو دراورده و من با لپای پر از غذا و لبای آویزون با موهای در هم برهمم با چشمای گرد به دوربین زل زده بودم،با دیدن عکس لقمم رو سریع قورت دادم و با خنده گفتم:
-پاکش کن دیوونه خیلی داغون افتادم.
مهراد به صفحه گوشیش زل زد و با لبخند گفت:
-خیلیم خوردنی ای
لبخند زدم و تا ته غذام رو دراوردم و نوشابم رو سر کشیدم تازه فهمیدم چه قدر سیر شدن خوبه!
استاد با لبخند نگاهم کرد و گفت:
-اگر مسکن خواستی من دارم
با لبخند گفتم:
-ممنون،ولی درد ندارم‌
پریا اومد سمتم و با لبخند آرومی گفت:
-حالت خوبه؟درد نداری؟بهتری؟
به لبخندش لبخند زدم و گفتم:
-نه عالیم،همون خواب و این غذا اوکیم کرد.
نیشش شل کرد و یهو بازوم رو گرفت و بلندم گرد و گفت:
-پس باید بیای بازی
با بهت نگاهش کردم و مهرادم بلند شد تا حواسش باشه من نیفتم
لنگون لنگون رفتم بین بچه ها و مهراد چوبم رو داد و ایستادم
سینا خم شد دست امیرم گرفت و کشیدش وسط و گفت:
-دور اخره همه بازی کنید دیگه
مهراد بهم لبخند زد و آرام با خنده گفت:
-هر وقت آهنگ قطع شد باید تو همون حالتی که بودید بمونید تازمانی که دوباره آهنگ رو پلی کنم
همه سر تکون دادیم و آرام آهنگ بندری رو پلی کرد و با خنده با عصا خودم رو تکون تکون می دادم و مهرادم با دیدن حرکات من میخندید و خودش رو تکون می داد، سینا خم شده و داشت سینه هاش و میلرزوند که یهو آهنگ قطع شد.
تو همون حالت که دستام بالای سرم و اون دستم به عصا بود موندم و حتی پلکم نمیزدم سینا از خنده کبود شده بود و همون جوری با سینه لرزون مونده بود، مهرادم با همون نیش شلی که داشت به من نگاه می کرد مونده بود.
بقیه بچه هارو نمیدیدم
خندم داشت صدا دار میشد و کم مونده بود باخت بدم که دوباره اهنگ پلی شد
همه ترکیدیم از خنده و شروع کردیم به قر دادن
سینا کمر مهراد رو گرفت و ادای دخترا رو درمیاورد و هی خودش رو به جلو عقب خم می کرد و مهراد از خنده سرخ شده بود.
امیر کنار من بود و آروم آروم خودش رو تکون می داد.

romangram.com | @romangram_com