#پانتومیم_پارت_102

خیره به دریا بیخیال گفت:
-دوباره بگم!؟می گم دوسش دارم
خشک شده با دهن باز گفتم:
-یعنی چی؟
برگشت و نگاه بی حسش رو به چشمام دوخت و گفت:
-خیلی عجیبه؟گفتم دوسش دارم
چند بار پلک زدم و اخمام رو در هم کشیدم و دستام مشت شد.
-اون...دوست نداره
شونه هاش رو بالا انداخت و گفت:
-به درک
با بهت نگاهش کردم که سرش رو برگردند سمتم و زل زده به چشمام گفت:
-من دوسش دارم،همین بسه
با بهت بلند شدم و گفتم:
-احمقی؟میگم دوست نداره
اونم بلند شد و دستش رو تو جیبش گذاشت و گفت:
-احمقی؟گفتم به درک
عصبی به موهام چنگ زدم و روبه روش روی صخره ایستادم و گفتم:
-آرام نمی تونه وارد رابطه با کسی بشه.
نیشخند زد و عصبی یهو بازوم رو گرفت و من رو کشید سمت خودش که دو تا کف دستام محکم خورد به سینش.
-ولم کن!
سرش رو مثل دیوونه ها کج کرد و از لابه لای دندوناش گفت:
-چه جوری تو چهار تاچهار تا وارد رابطه میشی...بعد برای آرام جیزه؟
بهت زده زدم به سینش و گفتم:
-اولا که من فقط با یه نفر به طور جدی وارد رابطه شدم اونم مهراد بوده،دوما آرام فرق داره
حساسه زود رنجِ.
خیره به چشمام غرید:
-ببین کوچولو،من هیچی برای از دست دادن ندارم...نه پول دارم،مدرک دکترا دارم
نه از این خوشگل سوسولام‌ نه کار درست حسابی دارم.
نه حتی تا حالا با کسی بودم من آرام رو میخوام.
بهش گفتم دوست دارم

romangram.com | @romangram_com