#پناه_زندگی_پارت_387


-برای چی ؟

-یکم بحث کردیم اومدم اینجا حال وهوام عوض شه

-سرچی

همه چی رو براش توضیح دادم .اینجور وقت ها یه بزرگتر آدم رو راهنمایی میکرد خیلی خوب بود ...مامان نگاهی بهم انداخت وگفت:من حق رو به علی میدم

-واسه چی ؟

-اون حق داره نظرش رو راجب لباس های همسرش بده ..دوست نداره اینجوری لباس بپوشی تو هم باید مطیع همسرت باشی

-نظرش رو میتونست خیلی محترمانه بهم بگه

-خودت که میگی بابت این کارش ازت معذرت خواسته

-بیخیالش مامان حوصله ندارم

-بیخود شام میذارم زنگ میزنم پریسا وامیر وعلی هم بیان

-نه مامان لطفا بذارید کارمو بکنم

مامان نگاهی از سر تاسف کرد ..چادر ملی اش رو سرش کرد وگفت:من دارم میرم کارگاه


romangram.com | @romangram_com