#پناه_زندگی_پارت_373
-به سلامت
سوار ماشین شدم ....چه روزی بود امروز چقدر عجیب یعنی میشه به کارهاشون وحرفهاشون اعتماد کرد ؟یعنی واقعا هیچ دردسری برام نداره؟یعنی واقعا ازم خوششون اومده یا چیزهای دیگه ....
تا برسم به خونه فکرم درگیر بود چرا اینجوری شد آخه ...اه چقدر جنایی فکر میکنم
اعصابم خورد شد دست بردم سمت ضبط وروشنش کردم صدای مازیار ماشین وپر کرد
مگه تو نگفته بودی عشقو زندگی قشنگه
ولی خب نگفته بودی که همش بی آبو رنگ
تو همیشه گفته بودی وقتی عاشق میشه انگار
دل دریا رو گرفتی تویه دستای سپیدار
مگه نرخ خوبی چنده که تو برگای برنده
تو به این راحتی سوختی مگه تو نگفته بودی
من تو در یای جنونت دل دادم به آسمونت
باد بونامو سپردم به نگاه مهربونت
romangram.com | @romangram_com