#پناه_زندگی_پارت_372

-نه خیلی ممنون خودم میرم

-چقدر تو تعارفی هستی پسر ...بگیر فردا براش بیار دیگه

-دست شما درد نکنه

-بازم ممنون به سلامت

-خدافظ

پدرش رفت خونه غزل اومد سمتم وگفت:ترمزش سخت میگیره

خندیدم وگفتم:مثل توی فیلم ها

-چی ؟

-هیچی

-رو پیشنهاد پدرم فکر میکنید ؟

-حتما ؟

-امیدوارم جوابتون مثبت باشه .پدر من ازشما خیلی خوشش اومد

-ایشون به من لطف دارند.بااجازه تون

romangram.com | @romangram_com