#پناه_زندگی_پارت_344

-با یه مسافرت چطوری ؟

-با پیمان؟

-آره

-عالیه حال وهوامون هم عوض میشه

-اما قبلش باید یه هفته بریم یه جا

-کجا؟

-خانمم به همین زودی فراموش کردی

-چیو؟

-قرار بود بعد از به دنیا اومدن پناه سه نفری بریم مشهد نذر هردومون بود

-آره راست میگی اینقدر درگیری داشتیم که یادمون رفت

-احتمالا برای فردا یا پس فردا بلیط میگیرم آماده باش

-باشه

غذا رو که خوردیم جلوی تلویزیون نشستیم .به علی نگاه کردم وگفتم: علی

romangram.com | @romangram_com