#پناه_زندگی_پارت_246
-سلام خواهری خوبی ؟عشق خاله خوبه
دستم رو روی شکمم گذاشتم ولبخندی زدم وگفت: آره خیلی خوبه
-قربونش بره خاله .ببین مهتاب من میخوام براش یه عالمه وسایل بگیرم بعد فکر کردم خودتم ببریم که با وسایل هاش اتاقش ست بشه
-نه بابا پریسا این کارها چیه ؟سیسمونی بچه کامل کامل
-میدونم اما باور کنم از ته قلبم بچه تو دوست دارم دلم میخواد هرکاری براش بکنم
این احساس پریسا رو درک میکردم چون خودش تشنه بچه بود اینجوری ابراز علاقه میکرد . به ناچار قبول کردم وپریسا گفت که دنبالش میاد .
به اتاق رفتم ساپورت مشکی پوشیدم با مانتو گشاد آرایش زیادی کردم تا این پف چشمام وبینیم از بین بره .
پریسا در را زدبه بیرون رفتم .
پریسا: سلام عزیزم خوبی آبجی
-سلام خوبم تو خوبی امیر خوبه
-اونم خوبه ،نمیدونی که چقدر مشتاق بچه ات زودتر به دنبا بیاد
-خودم از همه بدترم .ماشین آوردی ؟
-آره ماشین امیر وآوردم راحت باشیم
romangram.com | @romangram_com