#پناه_زندگی_پارت_240

-نه مامان دست شما درد نکنه .

-مطمئن باشم مهتاب ؟

-آره مامان علی هست کمکم میکنه

-باشه مادر .پیاده روی یادت نره مواظب خودت باش به علی هم سلام برسون

-چشم شما هم مواظب خودتون باشین به پیمان هم سلام برسونید خدافظ

-خدافظ مادر

چشمهام رو مالیدم وبه پتوی مچاله شده روی مبل نگاه کردم .کار علی بودلبخندی زدم وپتو رو روی شونه هایم گذاشتم وبه سمت اتاق رفتم .با دیدن اتاق تمیزومرتب شده لبخندی زدم وبا خودم گفتم: عاشق همین کارات شدم دیگه علی آقا .میدونی وقتی اتاق کثیف باشه عصبی میشم

گوشی ام رو برداشتم وبه علی پیامک دادم : علی عزیزم رسیدی سرکار ؟

-سلام خانمم صبح بخیر آره ده دقیقه ای هست رسیدم

-صبحونه خوردی ؟

-آره خوردم مهتاب خانم شما هم صبحونه ات رو میخوری به بچه ام گرسنگی نمیدی

-چشم .برو به کارت برس مواظب خودت هم باش

-تو هم مواظب خودت ونی نی من باش

romangram.com | @romangram_com