#پناه_زندگی_پارت_228

-چیه ؟پس چرا نظرت عوض شد ؟

-آدمیزاد دیگه ممکن اشتباه کنه .

سیبی رو برید وبهم داد . نگاه زجرآوری به سیب کرد م .اصلا اشتها نداشتم وبه زور علی وسلامتی بچه غذا رو میخوردم .

بعد از خوردن شام در حال جمع کردن میز بودم که تلفن زنگ خورد . نگاهی به ساعت کردم وگفتم: بروببین کیه ؟

علی نگاهی به شماره انداخت وگفت: مامانمه وبعد جواب داد

-بله

-------

-سلام مامان حالتون خوبه ؟خوش میگذره

........

-مهتاب هم خوبه نوه تون هم خوبه

......

-جونم

......

romangram.com | @romangram_com