#پناهم_باش_پارت_96

صدای چییییی بلندش بدنم و به لرزه درمیاره
تکرار میکنم من حامله ام من دوماه و یک هفته اس که حامله ام
سکوتش قلبم و به درد میاره اشک و مهمون چشمام میکنه بعد از شاید چند دقیقه که صدای نفساش فقط به گوشم میرسید صدای گرفته اش به گوشم رسید
ارش: سقطش کن فهمیدی؟
رفتم برای سقط گفتن سقط کنم دیگه نمیتونم بچه دارشم
صدای دادش میترسونتم..
ارش: مهم نیس هیچی مهم نیس تو اون حرومزاده رو سقط میکنی شیر فهم شد؟
باگریه اره ی ارومی میگم
ارش: گریه نکن خانمم گریه نکن بچه مهم نیس من فقط خودتو میخام باشه؟
باشه
صدای سینا که صدام میزنه باعث میشه زودتر قطع کنم و از اتاق بیرون برم
سینا: بیا سارا عمو کارت داره..
دنبال سینا باقدمایی اروم راه میرم وقتی کنار پدرم میرسم ندا رفته و بابام تنهاس میناهم نمیدونم کجاس که خبری ازش نیس...
بابا: خوب گوش کن سارا هر چی میگم به خاطر تو واینده توعه
من نمیخام دراینده حسرت داشتن بچه رو بخوری من اسم اون بیشرف و توشناسنامه ات میارم بعد یه ماهم با مهر طلاق از شناسنامه ات پاکش میکنم تا این بچه نشه حروم زاده تا اسم پدر داشته باشه این بهترین کاره ...
اون روزا اشکم‌ برای ریختن اجازه نمیخاست بغض نمیخاست خودش هرجا که میخواست پایین میریخت از چشمام...
نه که میگم فریاد پدرم خونه رو میلرزونه
بابا: بفهم دختر همینطوری اینده ات توخطره با بچه دارنشدنت به باد میدی زندگیتو‌.....
چطور باید بهش میفهموندم که من هیچ ردی از اون نامرد توی زندگیم نمیخام من حتی ازاسمش هم توی شناسنامه ام میترسم من از بچه ای که مال اون باشه متنفرم...
چطور بهش بگم ارش هردومون میکشه اگه این بچه زنده بمونه‌...
چشمای پراز اشکم و به پدرم میدوزم و لب میزنم
حاضرم بمیرم اما بچه اون کثافت توی وجود من رشد نکنه
حرفمو که میزنم بلندمیشم با قدمهایی لرزون به طرف طبقه ی بالا میرم ...
به مرز جنون رسیده بودم من مادر شدن و دوست داشتم من میخاستم چندتا بچه داشته باشم من میخاستم با هر بار مامان گفتنشون چند سال جونتر بشم...
اما انگار من لایق اینم نیستم
انگار خدا منو لایق هی چی نمیدونه.
شماره ی ارش و میگیرم با بغضی که گلومو گرفته شروع میکنم به حرف زدن
ارش: جانم سارا!
ارش بابام میگه بچه بمونه میگه اسمشو میارم‌تو شناسنامه ات بعد یه ماه طلاقتو میگیرم تا این بچه بمونه تا من محروم نشم از مادری ارش من چیکار کنم تو بگو
ارش: تو همون کاری که من گفتم و میکنی تو اون حرومی رو سقط میکنی.... سارا اگه اسم هرکسی جز من توی شناسنامه ات بیاد خودمو اتیش میزنم فهمیدی چی گفتم؟اتیش میزنم خودمو سارا شک نکن
تماس و که قطع میکنه من میمونم ویه دنیا درد که روی دلم سنگینی میکنه .

romangram.com | @romangram_com