#پناهم_باش_پارت_94
ارش: بابات میخواد چیکار کنه با اون بیشرف
نمیدونم ارش نمیدونم
ارش: سارا توبرای من همون سارای قبلی حتی سر سوزن فرق نکردی خب؟ پس اروم باش وگریه نکن باید با پدرت حرف بزنم
برو ارش من دیگه چطور میتونم توروی تو نگاه کنم؟
ارش: سارا تورو خدا بس کن من عاشقت من بدون تو میمیرم
توبس کن ارش دیگه همه چی تموم شد منم تمومشدم سارا تموم شد من مردم...
ارش: این چه حرفیه تو سارای منی وتا نفس میکشی ماله منی
صدای گریه اش دلمو ریش میکرداما نمیتونستم بذارم بامن زندگیشو خراب کنه من دیگه یه دختر معمولی نبودم من یه دختر دست خورده بودم......
تمومش کن ارش هرچی بینمون بوده تموم شده همه چی..
ارش: الان عصبی هستی حالت خوب نیس بذار اروم که شدی راجبش حرف میزنیم باشه؟
اینقدر با التماس این جمله رو گفت که نتوستم نه بگم باشه ی ارومی میگم و گوشیو قطع میکنم
دلم مادرمو میخاد یه دختر وقتی از دنیای دخترانگیش بیرون میاد وپاتو دنیای زنانگی میذاره مادرش براش کاچی میاره حالشو میپرسه شوهرش نازشو میکشه ولی من نه مادری دارمکه مرحمی بشه روی دردام نه شوهری که نازمو بکشه من بی شوهر من بایه شناسنامه ی سفید زن شدم
سارا زنیتت مبارکت باشه.....
دراتاق که باز میشه سینا که توی اتاق قدم میذاره نگاهش میکنم موهاش بازه و بهم ریخته لباساش همون لباسای دیروزه چشماش هنوز قرمزه اما به روم لبخند میزنه همیشه همین بوده هر اتفاقیم بی افته سینا به روی من لبخند میزنه...
با فاصله که کنارم میشینه پریشونیه حالش بهم میفهمونه که چیزی میخواد بگه ولی نمیتونه
زمزمه میکنم راحت باش
سینا: سارا حالت خوبه؟؟ یعنی جاییت درد نمیکنه؟ بدنت زیاد زخم داره؟ یعنی چطور بگم ازاون جای کمر بندی که دیروز دیدم جایه دیگه ای هم هست؟
نگاهی به دستای مشت شده اش میندازم برادرم نگران جای زخمم بود اگر میفهمید کل بدنم زخمیه؟ همه جای بدنم جای سوختگیه سیگار داره یا بهتره بگم بفهمه من شده بودم زیر سیگاریه اون چه حالی میشه؟؟
لب میزنم نه فقط همون بود خوبم
سینا: مطمعنی سارا؟
اره
سینا: با سری پایین چشمای به خون نشسته اروم زمزمه میکنه
دل درد که نداری؟
شرم میکنم دلم میخاد زمین دهن بازکنه و منو ببلعه سینا از من درمورد زن شدنم میپرسید.....
سرم که پایین افتاد اشکام که دوباره راه باز کردن سینا شروع کرد به معذرت خواستن
سینا: سارا توروخدا اروم باش ببخش بخدا منظوری نداشتم به جونه خودت که برام عزیزترینی منظوری نداشتم فقط گفتم شاید مشکلی داشته باشی و نتونی بگی همین بخدا....
تو حرف بدی نزدی سینا فقط بروبیرون خواهش میکنم
سینا: باشه میرم فقط تو گریه نکن من میرم
بارفتنش روی تخت دراز میکشم جنینی خودمو به اغوش میکشم من حقم از زندگی این نبود
توی اون روزا من حالم خوب که نمیشد بدتر میشد هر روز شاید بیشتر ازپنج بار حموم میرفتم و اینقدر خودمو میشستم که بدنم پوستش ورم میکرد ارش موند و پاپس نکشید موندو با من زجر کشید بابام نفهمیدم چیکار کرد که پسر خواهرش و بخاطر مواد گرفتن ....
هنوز هم از همه جنس مذکر واهمه داشتم نمیذاشتم حتی سینا نزدیکم بشه حالو روزم بد بود پدرم نذاشته بود خبر این کثافت کاری بیرون درز پیدا کنه بخاطر ابروی من و خودش تقریبا دویا سه ماه از اون ماجرا میگذشت که من به خودم اومدم و دیدم من دوماهه که از وقت ماهانه ام گذشته استرس بدی به جونم افتاد سریع به یکی از دوستام که پزشکیه زنان میخوند زنگ زدم مجبور شدم همه چیو بهش بگم تا بتونه کمکم کنه
romangram.com | @romangram_com