#پناهم_باش_پارت_86

کمربند شلوارشو که در میاره محکم‌روی بدنم فرود میاره نفسم بند میاد اشکام سرازیر میشن نمیتونم بلند بشم هم بخاطره کتکایی که خوردم هم اینکه انگار عقلم هیچ فرمانی بهم نمیده انگار که اصلا نمیدونم باید چیکار کنم
موهای بلندم که ارش عاشقشونه دور دستش پیچیده میشه ازدرد داد بلندی میکشم
بهرام: شیرفهم شدی که نباید اسم هیچ ادم دیگه ای جز من به زبونت بیاد هاااااان؟
سکوتم عصبی ترش میکنه و موهامو بیشتر وبیشتر میکشه فریادی ازدرد میکشم و اسم برادرم و صدا میزنم
سییییییییینا
اون شب هیچ کس نبود،کسی نیومد زجه زدم ارش و سینا رو صدا زدم هیچ کدوم نشنیدن مثله سگ زیر کتکاش جون دادم وقتی پاکت سیگاری از جیبش در اورد وپلمپ بسته شو باز کرد یکی رو روشن کرد ومشغول کشیدن شد
ومن از درد به خودم میپیچیدم
بهرام: صب که بیدار شدی بدون هیچ حرف دیگه ای میگی که قبول میکنی باهام‌ازدواج کنی
نه که میگم کنارم‌میشینه وسیگارشو روی گوشت تنم فشار میده جیغی که میشکشم لبخند رو لبش میاره
دوباره سیگاری روشن میکنه و حرفش و‌تکرار میکنه باز که نه میگم دوباره روی تنم فشارش میده وخاموشش میکنه و میگه
بهرام: هنوز ۱۰ تای دیگه اش مونده اخرش قبول میکنی
همه ی تنم درد میکنه و جای سوختگی ها به شدت میسوزه
سیگار هفتم که روی تنم میشینه از درد بلند فریاد میزنم و میگه باشه باشه هر چی تو بگی
صورتمو نوازش میکنه ومیگه افرین دختر خوب همیشه حرف گوش کن باش
زمزمه میکنم باشه فقط برو‌از اینجا
میخنده ومیگه: کجا برم ؟ هنوز کلی باهم کار داریم قراره تاصب باهم خوش بگذرونیم عزیزم
با این حرفش تمام دنیا روسرم خراب میشه با التماس میگم نه تورو خدا کاری باهام نداشته باش
بهرام: عزززیم مطمعن باش کاری میکنم به توام خوش بگذره.....
دستمو که میگیره و بلندم میکنه و روی تخت هلم میده از درد چهره ام توی هم میره
لب میزنم چیکار میخای بکنی؟
بهرام :کارای خوب خوب نگران نباش
نمیفهمم چم شده درد بدنم یه طرف ولی اینکه من نتونم برای محافظت از خودم حتی یه تکونی به خودم بدم برام جای تعجب داره انگار که همه ی تنم بی حسه
من چم شده چرا سرم گیج میره چرا بدنم بی حسه؟
بهرام: چیزی نیس عشقم بخاطر قرصیه که تو ابمیوه ات قاطی کرده بودم
چه قرصی؟؟
بهرام : یه جور مخدر روان گردان
اشک از چشمام سر میخوره و روی صورتم میشینه من چرا باید الان این حال وروزم باشه خداااااا
داد میزنم سینننننا کمکم کن
یکی بیاد کمکم مامان بزرگ تورو خدا مگه من نوه ات نیستم؟؟؟
عمه.
داد میزنم وگریه میکنم دادمیزنم و زجه میزنم اما هیچ کسی نیس تا به دادم برسه من تنهام بین این گرگا ....

romangram.com | @romangram_com