#پناهم_باش_پارت_83

مادربزرگ: مثله بچه ی ادم زن سینا یا هرکدوم از پسرا میشی فهمیدی؟
باگریه داد زدم من نمیخام زن پسرای شما بشم از همتون متنفرم حالم ازتون بهم میخوره
عمه فروغ: پس منتظر عواقب این حرفات باش
بالگدی که بهم زد دست مادرش و گرفت به سمت در رفتن دستم روی پهلوم روی جای لگدی که زده بود گذاشتم و از درد چهره ام‌توی هم رفت
داد زدم خداااااااا کجاییی پس کی قرار منو ببینی؟؟
اشکام بند نمی اومد هم پوست سرم درد میکرد هم پهلوم با ناله بلند شدم و خودمو به اتاقم رسوندم شماره ی ارش و گرفتم و اشک ریختم
ارش: بله عزیزم
ارش: خانمی؟
ارش:سارا؟؟
باگریه اسمش و صدازدم ارش
ارش: جانه ارش چرا داری گریه میکنی خانمم؟؟
خسته شدم منو ببر پیش خودت
ارش: فدای توبشم چی شده اخه؟
چی میگفتم؟ میگفتم مادر بزرگ و عمه ام کتکم زدن؟ نمیگفت چرا باید جگر گوششونو کتک بزنن؟نمیگفت شاید ایراد ازمن باشه؟
با صدایی که از گریه دورگه شده بود گفتم
دلم برات تنگ شده ارش.....
ارش: عمر ارش جونه ارش تحمل کن تموم میشه این روزا میای پیشه خودم بخدا که خوشبختت میکنم
ارش تورو خدا ولم نکنا من جز تو کسی رو ندارم اینا منو میکشن اخرش؟
ارش: کی میخاد همچین غلطی بکنه؟ سارا من هستم تا ته تهش شک نکن ارووم باش ارش همیشه عاشقته...
حرفای ارش قشنگ بود خیلیم قشنگ بود ولی من میترسیدم من بی کس که جز ارش کسی رو نداشتم‌میترسیدم من از ادمای دور ورم که اسم خانواده رو یدک میکشیدن میترسیدم اینا منو نمیخاستن بدون دلیل منو نمیخاستن....
بعد از قطع کردن گوشی جلوی اینه بلیزمو دادم بالا و پهلومو نگاه کردم شدیدا قرمز شده بود درد میکرد دلم به حال خودم سوخت منم مثل مادرم مظلوم بودم اون قدر که مثل مادرم بخاطر هیچ کتک بخورم مطمعن بودم اگر منو به زورم زن یکی از پسراشون میکردن بعد بالا کشیدن هرچی دارم با هزار جور تهمت افترا اخرش از زندگیشون پرتم میکردن بیرون من زیر بار حرفشون نمیرفتم میمردم اما زیر بار حرفشون نمیرفتم....
.چند روز بعد اون ماجرا همه خونه مادربزرگ‌جمع بودن ومنم به دستور پدرم همراهشون رفته بودم یه گوشه تنها نشسته بودم که سینا کنارم نشست و دستشو دورم حلقه
سینا: چطوری خانمی؟
خوب نیستم سینا دستت و بردار اینا دنبال بهونه ان
سینا:به جهنم
صدای بهرام باعث شد بهش نگاه کنم
بهرام: با هیشکی دستم نمیدی بعد سینا از کی شده محرمت که تو بغلشم میری؟
سینا: باز که تو اومدی وشروع کردی این بحث قدیمیو
بهرام: فقط برام سوال شده بود!
سینا برام عین داداشمه
بهرام: ولی تو‌که‌واسه سینا عینه خواهرش نیستی ؟ هستی؟ تا اونجایی که یادمه ادم از خواهرش خواستگاری نمیکنه

romangram.com | @romangram_com