#پناهم_باش_پارت_141
لب میزنم صداش میکنم
مامان
بالبخند توی چشمام خیره میشه ومیگه
مامان: جان مامان عزیز دلم
کجا بودی مامان؟تنهابودم تونبودی اذیتمکردن مامان بابا هم اذیتم کرد هنوزم میکنه ...
چراتنهام گذاشتی ؟ مگه من جز تو کی رو داشتم مامان؟؟
دلم شکسته مامان هزار تیکه شده هنوزم درد میکنه هرتیکه ی قلبم ....
محکم که بغلش میکنم وعطرتنش ونفس میکشم ...
محکم بغلش میکنم تا نذارمدوباره بره تا دوباره تنها نشم که بی مادر نشم ...
توی اغوش گرمش گریه میکنم و مادرم نوازشم میکنه
مامان: بمیرم برای دلت نفس مامان ..
مامان فدای این بی تابیات بشه
داره تموم میشه گلم دیگه غصه هات داره تموم میشه...
تموم نمیشه مامان بابا نمیذاره تموم شه اون نمیخواد به ارامش برسم ...
مامان: تومیری سارا همه چیز و اینجا میذاری و میری تو قرار روزای خوبی داشته باشی دخترم
ارووومباش روزای خوبت داره نزدیک میشه...
صدای مامان دور و دورتر میشد وسر صداهای دیگه بجاش بلندتر میشد با گریه داد میزدم
مامان نرو توروخدا نرووو مامان
صداهای اطرافم واضحتر شده بود و میتونستم صدای گریه دوتا زن و بی تابی های ارش و سینا رو بشنوم
اروم لایه پلکام و باز کردم و لب زدم
مامان مامانم کجاس
سینا: دورت بگردم عزیزم زن عمو که اینجا نیس چت شد تو اخه کشتیمون که ...
به ارش که با چشمای اشکی بهم زل زده نگاه میکنم و میگم
مامان ودیدم ارش اینجا بود بغلم کرد
ارش: اروم باش ساراجان بذار حالت بهترشه همشو برام تعریف میکنی...
اشکم که صورتمو خیس میکنه
نرگس خانم که کنارمه بغلم میکنه در گوشم حرف میزنه
نرگس خانم: اروم باش دخترکم همه چی درست میشه بهت قول میدم
بوی اغوشش بوی مادرمو میده
منو به خودش فشار میده و با من اشک میریزه
خدایااا قسمت میدم به فاطمه ی زهرا کمکم کن
romangram.com | @romangram_com