#پناهم_باش_پارت_128

باشه الان میام
زیر لب بسم الله میگم از درمیرم تو کوچه قدم هام و‌بلند وتند برمیدارم تا زودتر به سرخیابون برسم وکسی سر نرسه ...
ماشینشو که میبینم به طرفش پا تند میکنم و بارسیدن به ماشین سریع سوار میشم و میگم حرکت کن تا کسی نیومده
ماشین که روشن میشه وحرکت میکنه برمیگردم وپشت سرم ونگاه میکنم تا مطمعن شم کسی نباشه...
خیالم که راحت شدنفس راحتی کشیدم و به طرف ارش برگشتم و بهش نگاه کردم...
ارش: سلام بانو ببین از دلتنگیه تو چه کارا که نمیکنم من
لبخندی بهش میزنم و میگم منم دلتنگت بودم اونم خیلی
ارش: شما اگه دلتنگ بودی که به فکر مهاجرت نمی افتادی
غم همه وجودمو میگیره من برای زندگیه بهتر یا خوشبختی نمیخواستم برم...
من فقط میخواستم از کسایی که ازشون متنفرم دورشم
من فقط میخواستم ازکسایی که دوسشون دارم دور شم تا بدون من بهتر زندگی کنن...
ارش: چرا ساکتی؟
زمزمه میکنم نمیدونم چی باید بگم
ارش: واقعیت و بگو چرا فکر رفتن به سرت زده
میخوام از همه دور شم میخوام تنها باشم
ارش: حتی از منم دور شی؟ بدون من باشی؟؟
فکر میکرد اسونه؟؟ نداشتنش ! نبودنش!
نه نبود اسون نبود درد داشت خیلیم درد داشت اما این درد و من فقط باید میکشیدم باید ارش باور میکرد قلبم مرده تا بتونه دوباره زندگیشو بسازه...
واین فقط من بودم که باید تا نفس میکشیدم حسرت داشتنش حسرت کنارش بودن و میخوردم این من بودم که باید تا زنده ام درد نبودشو تحمل میکردم....
ارش: زیادی ساکتی
گفتم که نمیدونم چی باید بگم
ارش: قبلا که زیاد حرف برای گفتن بهم داشتی....
هیچ چیز مثل قبل نیس همه چیز عوض شده ارش حتی من ...
ارش: پس چرا من عوض نشدم ؟ منو ببین سارا من امروز از دیروزم بیشتر دوست دارم من هر روز به امید تو از خواب بیدارمیشم با این فکر که شاید یه روز به رسیدن بهت نزدیکتر شدم سارا نخواه با نبودت منو نابود کنی
بمون بذار اروم‌باشم بذاربتونم راحت نفس بکشم بذار امید داشته باشم....
به چشمای اشکیش که نگاه میکنم از خودم متنفر میشم چطور میتونم اینطور عذابش بدم؟
قطره ی اول اشک که از چشمم پایین می افته ماشین ونگه میداره و منو‌به اغوش میکشه
ارش: عذابمون نده سارا بخاطر خدا عذابمون نده اخه مگه تو میتونی بدون من زندگی کنی؟؟
مگه میتونی هر صبح بدون شنیدن صدام روزتو شروع کنی؟؟
مگه میتونی عاشقی رو بذاری کنار؟؟
اصلا میتونی تحمل کنی من کسه دیگه ای کنارم باشه؟؟

romangram.com | @romangram_com