#پناهم_باش_پارت_117
سینا
واقعا؟چه خوب اسم عیادت بیاد نمیتونه نه بیاره
ارش: اره .سینا چطوره؟
همونطوری نمیتونه تکون بخوره فعلا
ارش: خوب میشه نگران نباش
تا تبریز حرف زدیم و حرف زدیم و حرف زدیم
ارش خوب بود خوب نه عالی بود عاشقانه هاش همه وجودمو لبریز از احساس میکرد کنارش میشدم همون ملکه قصه ها همونقدر زیبا همونقدر بالا...ارش میتونست هر دختری و عاشق کنه
یعنی من ؟ منی که هیچ چیزی برای دختر بودنم زن بودنم ندارم
منی که حتی خانواده ای ندارم لایق این همه عشق این همه خوبی بودم؟؟؟
ارش: پیاده شونفسم اینم مطب
ارش
ارش:جانم
چرا اینقدر خوبی؟ چرا اینقد هستی ؟ اینقدر محکمی ؟ اینقدر عاشقی؟
ارش: سارا بخدا که تو نمیدونی چی هستی مگه میشه عاشق تو نشد؟ تو هر کلمه ای میگی توش پره نازه هر نگاهت پراز عشوه است وااای سارا تو میتونی با نگاه خندونت منو تا بهشت ببری و برعکس با غمتوی چشمات جهنم و بهم نشون بدی ...
سارا تو برای من همونی هستی که میخوام من با تو هر لحظه قلبم میلرزه
نه تو نمیتونی درک کنی ...
من عاشقت نیستم بیشتر از عشقه خیلی بیشتر بخدا که خیلی بیشتره
با چشمایی که مطمعنم اشک توش میلرزه نگاهش میکنم خدایااا بجای همه ی چیزایی که ازم گرفتی ارش و بهم بده
لب میزنم دوست دارم ارش خوبه که هستی خوبه که دارمت....
کنارش که قدمبرمیدارم و به طرف مطب میرم دستم که توی دستشه حس میکنم دنیا ماله منه ارش برای من زندگیه...ارش برای من یعنی پوزخند زدن به همه ی اون عشقای اسطوره ای ...
برای من ارش عاشق تر از هر عاشق افسانه ای بود....
توی مطب که پا میزاریم و به منشی سلام میکنیم وروی صندلی های انتظار جامیگیریم صدای ارش من واز خیالات عاشقونه ام بیرون میکشه
ارش: سارا منم میخام باهات بیام تو میخام وقتی با دکتر حرف میزنی اونجا باشم
حرفش باعث میشه به فکر برم تمام حرفایی که الان میخوام درموردش حرف بزنم مربوط میشه به روزایی که میخواستم از ارش جداشم و برم ...چطوری جلوی ارش از اون روزا بگم؟
سکوتم وکه میبینه میگه
ارش: نمیخای من کنارت باشم؟
مگه میشد نخوام کنارم باشه؟
لبخندی میزنم میگم تو کنارم باشی همه چی خوبه اشکال نداره باهم میریم ...
ارش: خداروشکر ممنون
صدای منشی که ازم میخواد پیشه دکتر برم باعث میشه بلند بشیم و پا به اتاق بذاریم...
دکتر: سلام سارا خانم بفرمایین
romangram.com | @romangram_com