#پناه_اجباری_پارت_147
_ ترنم آدرسو بده ...
ترنم _ الان بهش زنگ میزنم تا بیاد ...
از بین بچه ها مسیری رو گرفتم و دویدم ...
_ ترنم تروخدا آدرسو بده حال ندارم بمونم
ترنم _ راسا چرا نفس نفس میزنی ؟!
تا خواستم چیزی بگم دستم کشیده شد ... دستش روی دهنم قرار گرفت تا صدام درنیاد ... گوشی از دستم افتاد ... کنار گوشم گفت : فکر نکن حوصله دارم نازتو بکشم ... مثل بچه آدم بیا بشین توی ماشین .
گوشی رو برداشت .... گوشی خاموش شده بود ... داد دستم ... ولم کرد ... چند قدم رفتم عقبتر ... بغض گلومو گرفته بود ..
_ تروخدا راحتم بزار .
صدرا _ راسا مثل بچه آدم برو سوار ماشین شو .
_ من با تو نمیام .
صدرا _ به درک .
و راه افتاد ... نگاهمو بهش دوختم ... با عصبانیت رفت سمت ماشینش ... موبایلمو توی دستم فشار دادم ... روشنش کردم ... اشکام جاری شده بودن ... شماره ترنمو گرفتم : ترنم آدرسو بده
ترنم _ راسا چیزی شده ؟
داد زدم : آدرسو بگو ...
آدرسو آروم داد ... جلوی یه تاکسی رو گرفتم ... آدرسو بهش دادم و خودمو انداختم توش ... راننده بدون هیچ حرفی راه رو پیش گرفت ... بغضمو رها کردم ... خدایا چرا باید اینجا هم میبود ؟! چرا !!!!
romangram.com | @romangram_com