#پناه_اجباری_پارت_140
_ چشم مامان جان ... شمام مراقب خودتون باشید .
ترنم دستمو کشیدو گفت : بریم دیگه ...بسه خاله لوس میشه ..
دستمو تکون دادم و رفتیم طرف تحویل بار ...
ترنم _ تو چیزی نمیخوری ؟
_ نه .
ترنم _ تو چی صدرا ؟
صدرا سرشو از توی گوشیش کشید بیرون و گفت : نه ممنون !
ترنم _ من باید برم قرصمو بخورم .
_ باشه ... منم میام .
نمیخواستم با صدرا تنها بشم ... پشت سر ترنم رفتم .. ترنم یه شیشه آب معدنی گرفت ... قرصشو خوردو گفت : یادته بهش فحش میدادی ؟! این همونه ...
نگاش کردم ... با لبخند گفت : منو میتونه بخره تو رو هم همینطور .
لبخند زورکی ای زدمو گفتم : بیخیال بابا ...
و راه افتادم ...
ترنم _ وای چند روز پیش خونه یکی از بچه ها بودم ... بعد صدرا اومد دنبالم ... با فراریش ... دختره ولم نمیکرد ... همین نیم ساعت پیش بهم زنگ زده ...
لبخند تلخی زدم ... بیچاره نمیدونه چه حیوونیه ...
romangram.com | @romangram_com