#استاد_جذاب_من_پارت_355
رسیدیم خونه ماشینا رو گذاشتیم تو پارکینگ همه پیاده شدیم و جلوی آسانسور بودیم که رادوین گفت
رادوین:گوشیم موند تو ماشین الان میام
و رفت سمت ماشین که هستی گفت
هستی:فرهاد ماجرا رو گفت
رها:رادوین ازم ناراحت
فرهاد:خب بهش بگو
رها:من نمیتونم عصبی میشه
یهو صدای رادوین رو شنیدم
رادوین:کی؟
ترسیدم برگشتم سمتش با هزار بدبختی گفتم
رها:مامان.....دیروز تو آشپزخونه یکی از لیوان های جهیزیه شو شکوندم گفتم اگر بهش بگم عصبی میشه
رادوین:اها
دکمه آسانسور رو زدیم و رفتیم بالا بچه ها همه خدافظی کردن و رفتن خونه هاشون فقط من و رادوین موندیم رفتم سمت در و گفتم
romangram.com | @romangram_com