#استاد_جذاب_من_پارت_334

خندیدم و درو بستم

رها:نمیدونم خودمم عصبی بودم نفهمیدم

رادوین:اوه اوه یعنی اینقدر دوسم داری

رها:کجاشو دیدی عشقم تازه اگر نمیفهمیدم‌ماجرا چیه امشب دیگه خودکشی میکردم

بلند خندید و گفت

رادوین:دیوونه ای به خدا

به کمک رادوین اتاق رو مرتب کردم بعد از مرتب کردن اتاق رادوین گفت

ـ

رادوین:من دیگه برم تو هم لباساتو عوض کن بگیر بخواب خسته ای

رها:باشه عشقم

پیشونیمو بوسید و رفت سمت در و گفت

رادوین:خدافظ عشقم

رها:خدافس عخشم


romangram.com | @romangram_com