#استاد_جذاب_من_پارت_333
رها:آها
رادوین:ولی تا شب میام پیشت
کاوه:باشه داداش
خدافظی کردیم و رفتیم بیرون......سوار ماشین شدیم که رادوین گفت
رادوین:خب کجا بریم عشقم
رها:اووووممم بریم خونه من چون....
پرید وسط حرفم و گفت
رادوین:گریه کردی سرت درد میکنه و خوابت میاد درسته؟
خندیدم و گفتم
رها:آره
اونم لبخندی زد و حرکت کرد سمت خونه...
نمیدونم چقدر تو راه بودیم که رسیدیم و رفتیم بالا در زدم که مامان در رو باز کرد رفتم داخل مامانم کلی به رادوین اصرار کرد که بیاد خونه اونم اومد داخل دوتایی رفتیم سمت اتاق درشو که باز کردم از خودم خندم گرفت کل وسیله هام ریخته بود روی زمین و کلی شلخته بود رادوین خندید و گفت
رادوین:چیکار کردی اینجارو؟
romangram.com | @romangram_com