#استاد_جذاب_من_پارت_331

رها:عشقم......ببخشید

سرمو اورد بالا و یه لبخند دختر کش زد و دستاشو بازکرد و رفتم توی بغلش با احساس آرامشی که اومد سمتم دوباره اشکام ریخت و تو بغلش گریه کردم

رادوین:رها تروخدا گریه نکن اگر بدونی با اشکات چی به سرم میاری هیچوقت گریه نمیکردی

رها:رادوین من خیلی درموردت زود قضاوت کردم ببخشید نباید اونجوری باهات برخورد میکردم عشقم

رادوین منو از خودش جدا کرد و اشکامو پاک کرد

رادوین:رها......رها تروخدا نکن.....چیز مهمی نیست خب....مهم نبود.....من بخشیدمت تو باید منو ببخشی که اون شب ......

خندید و گفت

رادوین:بهت گفتم دلت یجای دیگه گیره.....واقعا حالم خوب نبود نفهمیدم چی شد مامان بهم گفت چقدر نگران بودی

خندیدم و گفتم

رها:مهم نیست ولش کن

رادوین:و یه چیز دیگه عشقم من تورو همینجوری که هستی دوست دارم من قلب مهربونت رو جای صدتا چشم آبی و دکتر نمیدم تو همینجوری که هستی خوشگلی

تو دلم کارخونه قند آب میکردن که رادوین گفت

رادوین:پاشو عشق دلم...پاشو بریم یه آب به صورتت بزن بعدشم بریم بالا از کاوه خدافظی کنم


romangram.com | @romangram_com