#استاد_جذاب_من_پارت_327
رها:رفتی یه هم اسم من گرفتی پس اون موقع هایی که میگفتی رها عاشقتم رها دوستدارم با اون بودی اره؟
رادوین:رها زن من تویی اینو بفهم
رها:اره جون خودت
سری تکون داد و بعد از چند دقیقه ایستاد به جفتم نگاه کردم بیمارستان بود
رها:چیه فکر کردی روانی شدم اوردیم بیمارستان؟
رادوین:رها اون تیمارستان این بیمارستان فرق دارن
رها:اصلا چرا منو نبردی پیش زنت؟
حرفی نزد پیاده شد منم پیاده شدم و رفتیم بالا توی راه رو بودیم که گفتم
رها:زنت دکتر؟؟؟آره خب معلومه دیگه وقتی یه دکتر هست چرا باید بیای سمت من بیچاره
یه چشم غره بهم رفت و یکم جلوتر ایستاد جلوی پذیرش بودیم که یه خانم ۳۰ یا ۳۵ ساله اومد سمتمون
خانم:سلام آقای آریا مهر
رادوین:سلام خانم خسته نباشید میشه توضیح بدین که گوشی من دیشب کجا بود
زنه یکم مکث کرد و متعجب گفت
romangram.com | @romangram_com