#استاد_جذاب_من_پارت_326
رها:تو که شیک و پیک میکنی بری پیشش جرا پیشش نموندی؟
با دستای ظریفم یکی زدم توی سینه مردونش ولی فکر نکنم دردش اومده باشه همینجوری که با حرص میزدم روی سینش گفتم
رها:واسه چی بهم خیانت کردی بیشعور.....واسه چی نگفتی یکی دیگه هم هست......نامرد ۴ روز دیگه عروسیمون بود همونی که منتظرش بودیم مگه همینو نمیخواستی هان؟مگه نمیخواستی؟بچه هم داری آره مطمئن داری.....همه روزایی که میگفتی دوست دارم الکی بود؟همه ابراز علاقه هات الکی بود همه اون غیرتی شدنات الکی بود بی معرفت
با گریه میزدم روی سینه رادوین ولی اون هیچ کاری نمیکرد فقط بهم گوش میداد اینقدر گریه کردم نفسام به شماره افتاد و سینم خس خس میکرد و نتونستم ادامه بدم که رادوین مشتامو گرفت و منو کشید توی بغلش کلی گریه کردم و بعد از گریه هام منو از خودش جدا کرد و اشکامو اروم پاک کرد اروم کوتاه لبامو بوسید و مظلوم و ناراحت گفت
رادوین:لباساتو بپوش پایین منتظرتم
و رفت بیرون اشکامو پاک کردم وقتی گریه میکنم خیلی بامزه میشم چشمام برق میزنه و لبامو گونه هام سرخ میشن یه مانتو بلند مشکی با یه شلوار و شال سفید و سریع پوشیدم و رفتم بیرون...
رادوین نشست تو ماشین و در جلو رو برام باز کرد و گفت
رادوین:بشین
با تردید نشستم و راه افتاد ولی نمیدونستم کجا داره میره وسط راه بودیم گفتم
رها:کجا میبری منو؟میخوای ببریم پیش زنت؟میخوای بهم بگی اون چقدر از من خوشگلتره؟معلومه اون خوشگلتره حتما چشماش آبیه آره؟تو چرا جواب منو نمیدی حتما حقیقت داره که چیزی نمیگی
خندید و شیطونبهم نگاه کرد
رها:اصلا اسم زنت چیه؟
رادوین:رها
romangram.com | @romangram_com