#استاد_جذاب_من_پارت_280

رها:ول کن دستمو وحشی.....بخدا چیزی نمیگفت فقط فهمیده بود ما با هم دعوامون شده و تو روی من غیرتی شدی فقط گفت که چون پسره درکت میکنه و من کاری نکنم که تو اذیت بشی و گفت دیگه با من حرف نمیزنه که تو ناراحت نشی همیییین

با صدای نسبتا بلند که فقط توی اتاق پیچیده بود صداش بیرون نمیرفت گریه میکردم که رادوین مچ دستمو ول کرد دستمو گذاشتم روی مچ دستمو و هق هق میکردم چشمام رو باز کردم

رها:اصلا فکر نمیکردم اینقدر وحشی باشی تو یه روانی هستی.....یه روااااانی

و بعد با دست سالمم با تمام توانم محکم زدم روی سینش که چند قدم رفت عقب و بعد دوییدم سمت سرویس بهداشتی اتاقم و کلی گریه کردم و آبی به دست و صورتم زدم و روی سکو توی دستشویی نشستم و آستینمو زدم بالا مچ دسم کبود شده با دیدنش اشکام ریخت و گریه کردم......

چند دقیقه بعد در رو باز کردم و رفتم بیرون رادوین هنوز اونجا بود با دیدن من مثل دفه قبل اومد سمتم چسبیدم به در و با ترس زل زدم به چشمای آرومش

رها:چیه؟

رادوین:دستت خوبه

رها:کبود شده

دستشو اورد بالا فکر کردم میخواد بزنه تو گوشم ازش بعید نبود سریع چشمامو بستم و صورتو فاصله دادم که دستش نشست روی سرم و آروم موهای پیشونیمو کنار میزد یواش چشمامو باز کردم و بهش نگاه کردم

رادوین:واسه چی چشماتو بستی

سرمو انداختم پایین و با ترس گفتم

رها:ترسیدم بزنی تو گوشم

رادوین:الان تو ذهنت منو مثل غول تصور کردی


romangram.com | @romangram_com