#استاد_جذاب_من_پارت_227
با این حرفش دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم اشکام ریخت تلفن رو از خودم دور کردم و آروم گریه میکردم چند ثانیه بعد گوشی رو گذاشتم روی گوشم فقط صدای رادوین به گوشم میخورد
رادوین:رها.....رها چی شد......اون صدای گریه از کجا میاد رها.....کجایی الان؟
با صدایی که از بغض و گریه میلرزید گفتم
رها:بیرونم
رادوین:رها داری گریه میکنی تو؟کسی اذایتت کرده
رها:نه
رادوین:کجایی الان بیام دنبالت
رها:لوکیشن میفرستم
تلفن رو قطع کردم و لوکیشن رو براش فرستادم نشستم روی نیمکت که کنار خیابون بود و با فکر کردن به اینکه از رادوین بخوام که بی دلیل ازم جدا بشه دیوونم کرده بود....بعد از کلی گریه با صدای بوغی که از جفتم اومد بلند شدم و ماشین رادوین رو دیدم سریع رفتم سوار شدم رادوین با دیدن من ترسید و گفت
رادوین:رها دیوونه شدم تا بیام اینجا واسه چی حرف نمیزنی؟؟؟
رها:رادوین بریم یه جایی که آزاد و خلوت باشه اونجا همه چیز رو میگم
رادوین:باشه فقط آروم باش ترو خدا گریه نکن
ند دقیقه بعد پارک کرد انگار خاج از شهر بود یه جای خلوت که شبیه بیابون بود پیاده شدیم رادوین اومد سمتم
romangram.com | @romangram_com