#استاد_جذاب_من_پارت_196
رها:رهام میگی چی شده یا نه؟؟؟؟
رهام:رادوین
با داد گفتم
رها:رادوین چی؟؟؟؟؟
رهام:تصادف کرده بردنش بیمارستان
با ترس و بغض گفتن
رها:ک......کدوم.....بیمارستان؟؟؟؟
آدرس رو گرفتم یه مانتو پوشیدم و رفتم بیرون داشتم دیوونه میشدم دستام میلرزید نمیدونم چجوری خودمو رسوندم بیمارستان دوییدم داخل و به منشی اسمشو دادم و سریع رفتم سمت اتاقش تو lcu بود زن عمو و عمو و هستی اونجا بودن داشتن گریه میکردن نزاشتن برم داخل از پشت شیشه نگاش کردم بهش کلی دستگاه وصل بود نتونستم خودمو کنترل کنم زدم زیر گریه و زن عمو اومد سمتم و محکم بغلم کرد با گریه گفتم
رها:چی شد زن عمو
زن عمو:صبح گفت کار بانکی دارم میرم بیرون چندساعت بعد زنگ زدن گفتن تصادف کرد
با صدای بلند گریه میکردم که دکتر از اتاق اومد بیرون رفتیم سمتش
رها:چی شد آقای دکتر
سرشو انداخت پایین و گفت
romangram.com | @romangram_com