#استاد_جذاب_من_پارت_185
پوفی کشیدم و نشستم سر جام کل بچه ها رفتن بیرون و من وسط کلاس تنها بودم رادوین گرفت دور دفتراش منم حوصلم سر رفت و مشغول گوشیم شدم که ۵ دقیقه بعد رادوین گفت
رادوین:خب گوشی رو بزار کنار خوب گوش بده
شیطون خندیدم و گفتم
رها:چشم استاد
رادوین هم یه لبخند دختر کُش زد و شروع کرد به درس دادن خیلی کامل توضیح میداد و یک کلمه هم جا نمیزاشت تمام سعی خودمو کردم که حواسم به تخته باشه ولی نمیتونستم و همش خیره میشدم به رادوین بعد از بیست دقیقه رادوین کلافه شد و گفت
رادوین:میشه بگی چه مشکلی دارم که فقط به من نگاه میکنی و حواست به درس نیست؟
هول شدم و گفتم
رها:نه....نه......مشکلی نداری.....ببخشید .....توضیح بده
شیطون خندید و شروع کرد رادوین سمت راست تخته بود واسه اینکه حواسم به تخته باشه یکی از دفترامو گذاشتم روی چشم راستم و با چشم چپم فقط تخته رو میدیدم رادوین بلند خندید و گفت
رادوین:در این حد جذابم
بچه پروو جامدادیم رو از روی میز برداشتم و پرت کردم سمتش که خورد تو شکمش گفتم
رها:رو آب بخندی بچه پروو
رادوین خم شد روی شکمش و ناله میکرد وااای خاک بر سرم شوهرمو ناقص کردم ترسیدم و سریع بلندشدم و دوییدم سمت رادوین نشستم جلوش و نگران گفتم
romangram.com | @romangram_com