#استاد_جذاب_من_پارت_184

رها:بمیرم برات ببین چیکار خودت کردی...همش تقصیر من بود ببخشید

یه لبخند مهربون زد دستامو گرفت و گفت

رادوین:زن خوشگل دردسر داره دیگه

خجالت کشیدم و سرمو انداختم پایین

رادوین:خب خانوم خجالتی ساعت چنده

نگاهی به ساعت مُچیم کردم وای ۱۱ و ۵ دقیقه بود روبه رادوین گفتم

رها:۱۱:۵

رادوین:زود برو سر کلاس که دیر شد

یه لبخند زدم و بلند شدم لُپشو بوسیدم و یه چشمک بهش زدم و رفتم سمت کلاس همه نشسته بودن منم نشستم جفت دریا پنج دقیقه بعد رادوین اومد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن و منم با دقت بهش نگاه میکردم و جزوه مینوشتم.....

که بعد از دوساعت رادوین گفت

رادوین:خسته نباشید فردا از همین جزوه ها و جزوه های دیروز امتحان میگیرم

همه بلند شدن که برن رادوین به من اشاره کرد و گفت

رادوین:خانم آریامهر شما بمونید که درس های جلسه های قبل که غیبت داشتید رو باهاتون کار کنم


romangram.com | @romangram_com