#استاد_جذاب_من_پارت_183

رادوین با چشمای گرد به کامران نگاه کرد بدون اینکه دست اونو بگیرم بلند شدم و خاک مانتومو تکوندم کامران اومد دستمو گرفت و گفت

کامران:بریم عزیزم

دستمو وحشیانه از تو دستش کشیدم بیرون و با عصبانیت گفتم

رها:چیکار میکنی دیوونه

رادوین اومد نزدیک با یه اخم غلیظ رو به پسر گفت

رادوین:شما؟

کامران:نامزدشم و شما؟

رها:خفه شو آشغال

رادوین سریع یه مشت زد تو صورتش که کامران پخش زمین شد و همه دورمون جمع شدن و منم فقط جیغ میزدم و دست رادوین رو میکشیدم عقب که نزنش‌ رادوین عصبی گفت

رادوین:یک بار دیگه دور و ور خانم ببینمت زندت نمیزارم معلومه از ترم آخری ها هستی و منو نمیشناسی چون تازه استاد این دانشگاه شدم

برگشت و عصبی دست منو کشید و رفت داخل به آخر سالن رسیدیم هیچکس اونجا نبود دستشو کشیدم و نشوندمش‌ رویه صندلی چشماشو بست و سرشو به دیوار تکیه داد از کنار لبش خون میومد چشمم خورد به آب سرد کن گوشه سالن سریع رفتم‌ سمتش از تو کیفم دستمال و لیوان دراوردم یکم آب ریختم تو لیوان و رفتم سمت رادوین نشستم جلوی پاش دستمال رو خیس کردم و آروم کشیدم گوشه لبش چشماشو باز کرد و دستمال رو ازم گرفت و لبشو پاک کرد نگران پرسیدم

رها:رادوین خوبی

چشماشو به علامت آره باز و بسته کرد


romangram.com | @romangram_com