#استاد_جذاب_من_پارت_186

رها:رادوین حالت خوبه؟

دوباره ناله کرد

رها:رادوین غلط کردم من فقط یه جامدادی پرت کردم سمتت

چشماشو باز کرد و یه نگاه شیطون به من انداخت و بلندشد و زد زیر خنده .....بیشعور منو سرکار میزاره؟؟؟؟بلندشدم و با دفترم محکم زدم تو سرش که آخش بلند شد و با بدجنسی گفتم

رها:تا تو باشی منو مسخره نکنی

رادوین:خیله خب ببخشید برو بشین بقیه درس رو یادت بوم

رها:چشم استاد

رفتم نشستم رادوین هم بقیه درس رو توضیح داد و رفتیم خونه

روی تختم دراز کشیدم و سریع خوابم برد.......

با نور آفتاب که به صورتم خورد از خواب بیدار شدم مثل همیشه گوشیمو از کنار تخت برداشتم و چک کردم......گوشی رو گذاشتم کنار و یه دست به چشمام کشیدم و بلندشدم چه خلوت بود هیچ صدایی نمیومد رفتم سمت سرویس بهداشتی و یه آب به دست و صورتم زدم و موهامو شونه کردم یه شال قرمز زدم که با موهای مشکیم و پوست سفیدم خیلی خوشگل میشد یه ساپورت مشکی و یه تونیک ساده آستین بلند مشکی هم پوشیدم ک رفتم بیرون پنج تاشون دور هم جمع شده بودن و یه دایره تشکیل داده بودن و یواش حرف میزدن که تا من رفتم سمتشون ساکت شدن و خودشونو مشغول کردن واااااا مشکوک میزنن اینا رفتم جفت رادوین نشستم و یواش گفتم

رها:درمورد چی حرف میزدین؟

دستشو حلقه کرد دور گردنم و گفت

رادوین:چیز خاصی نبود عزیز دلم


romangram.com | @romangram_com