#استاد_جذاب_من_پارت_172
سریع بلندشدم و گفتم
رها:کجاست؟
هستی:نمیگم
رها:هستی حالم خوب نیست
هستی:باشه لوکیشن میفرستم برات
رها:مرسی عزیزم
هستی:خواهش زن داداش
رفت بیرون چقدر ذوق کردم که گفت زن داداش لباسامو پوشیدم و یکم کرم زدم که قرمزی صورتم پوشیده بشه هستی لوکیشن رو فرستاد و رفتم بیرون سوار ماشین شدم و رفتم سمت آدرس.....
۱۰ دقیقه بعد رسیدم یه جای خیلی باحالی بود که میتونستی کل شیراز رو از اونجا ببینی چشمم خورد به رادوین که نشسته بود روی سکو و پشتش به من بود و داشت کل شهر رو نگاه میکرد گوشیمو دراوردم بهش پیام دادم
رها:دوست دارم
گوشی رو از تو جیبش برداشت و پیام رو خوند بدون جواب گوشی رو گذاشت تو جیبش حتما خیلی ناراحت آروم رفتم جلو و کنارش نشستم سرمو گذاشتم رو شونه هاش زیر چشمی نگام کرد و گفت
رادوین:واسه چی اومدی؟
رها:دلیلشو برات فرستادم
romangram.com | @romangram_com