#استاد_جذاب_من_پارت_173
سرمو اوردم بالا و بهش نگاه کردم باورم نمیشد رادوین گریه کرده بود صورتش خیس بود و چشماش قرمز بود دستمو بردم جلو که اشکاشو پاک کنم ولی سرشو برگردوند از کارش ناراحت شدم دستمو آروم اوردم پایین
رها:چیه؟؟نکنه توهم میخوای بگی اون شب اشتباه کردی که بهم پیشنهاد ازدواج دادی؟؟؟؟اومده بودم ازت معذرت خواهی کنم نمی دونستم ناراحت میشی ببخشید
بلندشدم که برم ولی مچ دستمو گرفت
رادوین:بشین
دوباره نشستم جفتش ولی به روبه رو خیره بودم و ازش دلخور بودم که گفت
رادوین:منو نگاه کن
ولی نگاش نکردم و به روبه رو خیره شدم
رادوین:رها خانومی.....منو نگاه کن
برای اولین بار بهم گفت خانومی خدااایا
رادوین:خانمم....
واااای الان غش میکنم که....یه لبخند زدم و برگشتم سمتش
رها:جانم
همینجوری خیره شده بود بهم و هیچی نگفت
romangram.com | @romangram_com