#استاد_جذاب_من_پارت_171

_دستم بشکنه تروخدا جواب بده رهاااا

چقدر نگرانم بود نباید اینجوری باهاش حرف میزدم تقصیر منم بود هرچی از پرهام عصبی بودم روی اون خالی کردم و بهش تهمت زدم وااای خدا از روی تخت بلند شدم با هر قدمی که برمیداشتم انگار توی سرم خالی میشد رفتم بیرون همه تو پذیرایی بودن رو به زن عمو گفتم

رها:رادوین کجاست؟

زن عمو:نمیدونم دخترم همین الان رفت بیرون

رها:اها

عمو:حالت خوبه دخترم؟

رها:ممنون عمو بهترم

رفتم تو اتاقم دو دقیقه بعد هستی درو باز کرد اومد تو

رها:بهت یاد ندادن در بزنی

هستی:واسه اتاق خودم نه

وووییی اتاق خودش بود چه پروو شدم واسه اینکه بحث و عوض کنم یه لبخند زدم و گفتم

رها:کارم داشتی؟؟

هستی:من میدونم رادوین کجاست


romangram.com | @romangram_com