#استاد_جذاب_من_پارت_167
واااای نه چرا رادوین آخه......زیبا خانم رفت بیرون و رادوین درو بست و اومد پایین تخت نشست سرم خیلی درد میکرد چند تا سرفه کردم رادوین دستشو گذاشت رو پیشونیم و خیلی مظلوم گفت
رادوین:رها حالت خوب نیست بیا بریم دکتر
رها:نه نمیخواد
قرص رو از توی سینی برداشت و بهم داد و خوردم یکم هم آب خوردم
رادوین:بلندشو بهت سوپ بدم
یه نگاه بهش کردم و گفتم
رها:چرا این کارارو میکنی؟
رادوین:چون دوست دارم چون عاشقتم رها
یه پوزخند زدم و با تمام توانم بلندشدم سرم گیج میرفت تکیه دادم به بالای تخت وپاهامو تو بغلم جمع کردم رادوین نشست روی تخت رو به روی من و گفت
رادوین:دختره رو نمیشناسم به خدا دیشب خودش اومد نشست پیشم و گفت که دنبال کار میگرده منم داشتم کمکش میکردم همین
حرفاشو باور کردم چون میدونستم رادوین اهل این حرفا نیست ولی نباید کتکش رو یادم بره
رها:مهم نیست
رادوین:حالا تو میگی اون پسر که بود
romangram.com | @romangram_com