#استاد_جذاب_من_پارت_166

رها:گفتم بیرون

رفت بیرون پتو رو کشیدم روی خودم وکلی گریه کردم که در زدن سریع اشکامو پاک کررم و پتو رو کشیدم پایین که در باز شد و زیبا خانم اومد داخل با یه سینی که توش یه کاسه سوپ بود به یه لیوان اب اومد و سینی رو گذاشت روی میز جفتم و پیشونیمو بوسید

زیبا خانم:عزیز دلم چقدر تب داری میخوای بریم دکتر

رها:نه زن عمو تا فردا خوب میشم

زیباخانم:دخترم نمیخوای بگی چی شده؟؟؟رادوین یک کلمه هم حرف نمیزنه

رها:چیزی نیست زن عمو

زیبا خانم:دعواتون شده؟؟

رها:نه زن عمو

زیبا خانم:عه قرصتو یادم رفت

بعد بلند گفت

زیبا خانم:رادوین....قرص روی اُپن رو میاری؟

به ثانیه نکشید که رادوین اومد داخل و قرص رو داد به زیبا خانم اونم گذاشتش تو سینی و گفت

زیبا:عزیزم حتما قرصتو بخور....رادوین توهم بیا بهش سوپ بده


romangram.com | @romangram_com