#استاد_جذاب_من_پارت_165
دریا:صدات چرا اینجوری؟؟چقدر بدنت داغ
رها:سرما خوردم چیزی نیست
دریا:رادوین دیشب حالش خیلی بد بود یعنی افتضاح بود چیزی بهمون نگفت و دستش کامل باندپیچی بود و یه دست دیگش خونی بود و الان هم خوابه
رها:میرم میخوابم تروخدا به کسی نگی اومدم حالم بده
دریا:باشه برو
رفتم تو اتاق چشمام دیگه باز نمیشدن کیفمو گذاشتم رو میز و با همون لباسا خوابیدم......
با احساس سرما و دردی که توی بدنم بود بیدارشدم ولی نمیتونستم تکون بخورم سرم گیج میرفت و درد میکرد سرمو با دست گرفتم ولی نمیشد سرمو چرخوندم که دیدم یه جفت چشم مشکی روبه روم ایستاده و خیره شده به من رادوین بود با نگرانی گفت
رادوین:سلام
با صدای گرفته گفتم
رها:سلام
رادوین:چرا صدات اینحوری شده
رها:میشه بری بیرون؟
رادوین:رها...
romangram.com | @romangram_com