#استاد_جذاب_من_پارت_157

رها:عه رادوین زشته

برگشت سمتم و یه لبخند خوشگل بهم زد که تا مرز سکته رفتم و با یه نگاه خیلی خوشگل تر نگام میکرد بدنم داغ شده بود

رها:اونجوری نگام نکن

شیطون پرسید

رادوین:چرا؟؟

رها:نکن دیگه

خم شد و آروم پیشونیمو بوسید تو خوشی غرق بودم که...

صدا:اِهم اِهم

ترسیدم و برگشتم سمت صدا یا قرآن عمو و زن عمو و دریا و هستی با یه لبخند مشکوک نگاه میکردم واااااای خاااااااک بر سرم بی آبرو شدم کهههه حول شدم و گفتن

رها:شما از کی اینجایید؟؟؟؟

هستی:از اولش

برگشتم سمت رادوین و با حرس گفتم

رها:آبرومو بردی


romangram.com | @romangram_com