#استاد_جذاب_من_پارت_156
رادوین:عزیزم بریم خونه هوا داره سرد میشه بریم که تا چند وقت دیگه میام خواستگاریت و رسما مال خودم میشیییییی
خندیدم و کلی خوشحال بودم برای اولین بار بهم گفت عزیزم سوار ماشین شدیم و رادوین آهنگ لازممی از تی ام بکس رو پلی کرد و صداشو زیاد کرد پنجره هارو کشید پایین و خودش بلند بلند با آهنگ میخوند بعد از تمام شدن اهنگ سرشو برد سمت پنجره و بلند داد زد از کاراش خندم گرفته بود منم یه داد زدم و خودمو تخلیه کردم با دیوونه بازیای رادوین رسیدیم خونه...
تو پارکینگ بودیم پیاده شدیم که رادوین در ماشین رو قفل کرد و اومد سمتم و دستمو گرفت و اورد بالا و بوسید و گفت
رادوین:رها دیوونتم
رها:ما بیشتر
خندیدیم و رفتیم بالا رادوین کلی ذوق و هیجان داشت اینو کامل میتونستم تو صورتش ببینم کلیدشو در اورد و در رو باز کرد ولی کامل نه در هنوز بسته بود که رادوین برگشت سمتم و گفت
رادوین:رها من امشب میخوام به مامان و بابا بگم
رها:نه مگه دیوونه شدی؟؟؟
رادوین:رها تروخدا خب منم میخوام زودتر بیام خواستگاریت
رها:رادوین تروخدا
رادوین:باشه بریم داخل
مطمئن بودم که میگه چون کلی هیجان زده بود و خودش نمیفهمید چی داره میگه رفتیم داخل زن عمو اینا تو آشپزخونه بودن رادوین کتش رو دراورد و بلند بلند شروع کرد به صحبت کردن
رادوین:سلااااام سلام ما اومدیم کسی نمیخواد بیاد استقبال
romangram.com | @romangram_com