#استاد_جذاب_من_پارت_140
جون عمت
پلیس:راست میگن خانم؟
دهن باز کردم و گفتم
رها:بله
پلیس:بله ببخشید مزاحم شدم خدا نگهدار
سوار شد و رفت منم عصبی سوار ماشین رادوین شدم
رادوین:ب....
اصلا حوصلشو نداشتم و نذاشتم حرفشو ادامه بده داد زدم سرش و عصبی گفتم
رها:خفه شو.....فقط خفه شووووو یک کلمه حرف بزنی درو باز میکنم خودمو پرت میکنم تو جاده دیگه نمیخوام صداتو بشنوم
رادوین متعجب برگشت سمتم خودمم از حرف زدنم تعجب کردم دوباره داد زدم
رها:اینجوری نگام نکن.......بخدا میرم بیرون
رادوین نگاهشو ازم گرفت و حرکت کرد....
#پارت۵۶
romangram.com | @romangram_com