#استاد_جذاب_من_پارت_139
رادوین:رها بیا میرسونمت
بدون اینکه برگردم سمتش توی پیاده رو راه افتادم سمت خونه اصلا حوصلشو نداشتم حتما حالا میگفت بیابرات توضیح میدم ببخشید......ماشین رادوین بهم نزدیک شد و با سرعت کم رانندگی میکرد که به من برسه شیشه رو اورد پایین و گفت
رادوین:رها بیا سوار شو
ولی من اصلا جوابشو نمیدادم و به راه خودم ادامه میدادم
رادوین:رها بهت توضیح میدم ترو خدا بیا بالا
دوباره اشکام پایین اومد وقتی داد های رادوین تو گوشم میپیچه حالم بد میشد
رادوین:رها جان من گریه نکن یه لحظه وقت بده توضیح بدم
صدای آژیر پلیس رو از جفت ماشین رادوین شنیدم پلیس بهش علامت داد که وایسا رادوین هم ایستاد منم موندم که ببینم پلیس چش بود یکی از پلیسا پیاده شد و رو به من گفت
پلیس:خانم مزاحمتون شدن؟؟
خب چی میگفتم الان میگفتم آره که دلم راضی نبود بگم نه ولی اون خیلی امروز اذییت کرد تو نگاه رادوین التماس بود ولی من سرمو کج کردم تا خام چشماش نشم پلیس که دید من چیزی نمیگم به رادوین گفت
پلیس:چه نسبتی دارید؟؟؟
رادوین حول شد و گفت
رادوین:همسرم هستن
romangram.com | @romangram_com