#استاد_جذاب_من_پارت_113
از تو آینه نگاش کردم انگار نه انگار دیروز آبرو ی منو جلوی عمو و زن عمو برده خودش فهمید و دست از درست کردن موهاش برداشت و گفت
رادوین: خیله خب ببخشید نمیدونستم رهامه آخه اسمش یه چیز دیگه بود
نگاهمو ازش گرفتم و خیلی جدی گفتم
رها: دلیلی نمیبینم که شما با کوچک ترین چیز به من شک کنید
از تو آینه یه نگاه به من کرد و گفت
رادوین:قبلا گفتم با من انقدر رسمی حرف نزن
سرمو اوردم بالا و بهش نگاه کردم
رها:رسمی حرف زدم؟
رادوین:شما و کنید رسمی نیست؟
سرمو انداختم پایین و هیچی نگفتم که رادوین اومد جفت صندلیم نشست و گفت
رادوین:رها خانوم گُل اگر من بگم ببخشید غلط کردم میبخشی؟
با این حرفش صدای خنده از پشت سرمون اومد برگشتیم دیدم دریا و هستی هر هر میخندن بیشعورااااا
رادوین:نگفتی میبخشی؟؟؟؟
romangram.com | @romangram_com