#استاد_جذاب_من_پارت_111

هلنا وحشتناک داشت به ما نگاه میکرد که زیبا خانم از تو آشپزخونه اومد بیرون یکم از رادوین فاصله گرفتم ولی اون دستشو برنداشت خاک برسرم ببین بخاطر هلنا آبروم رفت زیبا خانم داشت نزدیک میشد ولی سرش پایین بود هول شدم وسریع تو گوش رادوین گفتم

رها:رادوین دستت

رادوین نگاهشو از تلویزیون گرفت و سوالی به من نگاه کرد با چشم و ابرو به مامانش اشاره کردم اونم سریع دستشو برداشت و منم چسبیدم به گوشه مبل و گوشیمو دراوردم رفتم تو قسمت پیام ها از رهام پیام داشتم اسمشو تو گوشیم my love سیو کرده بودم.......

رهام:سلام رها خانم

منم جوابشو دادم که به ثانیه نکشید جواب داد

رها:سلام عزیزم

رهام:به به مهربون شدی

رها:مگه نبودم

رهام:بله حواسم نبود شما مهربون ترین دختر دنیا هستید

رها:کوفت چکارم داشتی؟

رهام:همین جوری پیام دادم دانشگاه چطوره؟

رها:خوبه خدارو شکر

رهام:من دیگه برم مواظب خودت باش


romangram.com | @romangram_com