#استاد_جذاب_من_پارت_109
دختر:چند لحظه
و رفت از جلوی رادوین رفتم کنار ولی اخمام هنوز تو هم بود برگشتم و به رادوین نگاه کردم اثری از خنده رو لب هاش نبود تو چشمهاش یه چیزی بود که نمیتونستم تشخیص بدم خیره شد به من دستش اومد بالا و با دوتا انگشتش اخمامو باز کرد و گفت
رادوین:اخم بهت نمیاد
و یه لبخند زد منم یه لبخند زدم که دختره اومد گوشیش رو باز کرد و روبه رادوین یه کارت داد و گفت
دختر:شمارمه تو تل عکس و واسم بفرست
قبل از اینکه رادوین کارت رو بگیره کارت رو ازش گرفتم و گفتم
رها:من میفرستم براتون
شماره رو تو گوشیم سیو کردم و عکسی که قرار بود رو کیک بزنیم رو از گوشی رادوین فرستادم برای خودم منم فرستادم واسه دختره کارت رو گذاشتم رو میزش و خدافظی کردم و رفتیم بیرون سوار ماشین شدیم و بدون حرف رفتیم خونه......
#پارت۴۴
چهارتایی رفتیم سمت درخونه رادوین کلیدشو دراورد که دریا گفت
دریا:بچه ها بخندین
رها:واسه چی
دریا:بخندین دیگه
romangram.com | @romangram_com