#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_88

سپهر: استاد بیاین دیگه. بین همه استادامون شما از همه جوون تر بودین، هم پایه تر. خواهش می کنم رد نکنین.

سهرابی یکم فکر کرد و گفت:

-باشه میام، فقط چند تا چند؟

سپهر: ما پنج میریم تا نه و دهم برمی گردیم که واسه خوابگاه مشکلی پیش نیاد.

آخ جون، دوباره کوه! وای اون دفعه چقدر خندیدیم! خداکنه این بارهم خوش بگذره.

****

-سلام. خوبین، خوشین؟

همه باهم احوال پرسی کردیم.

-پس چرا نمی ریم؟ همه که هستیم.

سپهر: استاد سهرابی هنوز نیومده.

-آهان.

ماهان: ا، مثل اینکه اومد.

همه برگشتیم. شیشه ماشینش روکشید پایین وگفت:

-سلام، بریم بچه ها.


romangram.com | @romangram_com