#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_70
-الهی قربونت برم گریه نکن انشاءالله بلا دوره. الان چطوره؟
-بیهوشه. یک ساعته بیهوشه، هنوز بهوش نیومده. لاله خیلی نگرانشم، میترسم.
-نگران نباش عزیزم! انشاءالله زود بهوش میاد. توروخدا اینقدر گریه نکن. براش دعا کن.
-لاله اگه بابام چیزیش بشه من می میرم، به خدا می میرم!
زانو زدم رو زمین دوباره بلند بلند گریه کردم. گوشی از دستم افتاد، دیگه هیچی نفهمیدم.
***
باسوزش دستم چشمم و باز کردم. توش سرم بود.
-بالاخره بهوش اومدی یاسمین خانوم؟
مبین بود.
-مبین، بابا بهوش اومد؟
یه قطره اشک ازچشمم اومد.
-نمی دونی چقدر نگرانته.
-چــی؟
خندید گفت:
romangram.com | @romangram_com