#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_263
منو ازخودش جدا کرد و گفت:
-آره، درست میگی.
خوشحال شدم، که خوب درکم کرد.
محمد: یاسمین؟
-بله؟
-یاسمین؟
-جونم؟
لبخند زد و گفت:
-خیلی دوست دارم.
این بارخجالت رو گذاشتم کنار و گفتم:
-منم دوست دارم.
لبخندش عمیق شد. اونقد حالم خوب بود که نمی تونم بگم.
محمد: یاسمین ازت می خوام خوب فکر کنی، نمی خوام احساسی نتیجه بگیری. من الان یه بچه دارم و قبلا ازدواج کردم، تو تا حالا ازدواج نکردی. مطمئنم لیاقت تو حتی بیشتر ازمنه. خواهش میکنم فکر...
-محمد، من دوست دارم. فکرامم کردم، هم تو رو دوست دارم هم متینو ولی... ولی...
romangram.com | @romangram_com