#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_254

-اوم... تاحالا عاشق شدی؟

یاخدا این چشه؟ چرا این سوالو پرسید یهویی؟

-چرا این سوالاو میپرسی؟

-همینجوری.

-نه نشدم.

-ولی من دارم می شم.

یه جوری شدم، انگار... نمی دونم چرا، ولی انگار ناراحت شدم، ولی به روی خودم نیاوردم.

-جدی؟ مبارکه.

-ولی می ترسم.

-از چی؟

-ازاینکه اون دوسم نداشته باشه.

-مگه باهاش حرف نزدی؟

-نه، ازاینم می ترسم. می ترسم بهش بگم، اون وقت حتی دیگه محلمم نزاره، میترسم بگم بعد تو حسرتش یه عمر بسوزم.

به دختری که محمد عاشقش شده، حسودیم می شه. معلومه خیلی دوسش داره.


romangram.com | @romangram_com