#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_239

محمد: می خوام باهات حرف بزنم.

-من با تو حرفی ندارم. برو عقب.

-تا باهات حرف نزنم، نمیرم. نمیزارمم که تو بری.

بااخم بهش نگاه کردم.

-هه! چیه؟ نکنه پشیمون شدی؟!

صدامو بردم بالا و گفتم:

-بروعقب و گرنه داد می زنم مردم جمع شن.

محمد: اگه گشت ارشادم خبرکنی، بازم نمی رم.

پشتمو کردم بهش،نفسام تند شده بود، بدنم سرد شده بود.

محمد: منو ببخش.

-هه! مسخره اس. ببخشمت؟!

محمد: به خدا الان فهمیدم که خسروهمون لاله دوستته. به خدا...

-هیچی نگو... نمی خوام صداتو بشنوم .

محمد: یاسمین خواهش می کنم.


romangram.com | @romangram_com